نیاز به پنهانکاری نیست؛ ما امروز به کمک شما نیاز داریم. در تمام روزهایی که اینترنت با اختلال روبهرو بود، نایتمووی از جیب هزینه کرد، قیمتها را ثابت نگه داشت و خدمات را رایگان ارائه داد تا شما تنها نمانید. حالا هم بهجای گرانی، ۲۰٪ تخفیف روی تمامی بستهها اعمال کردیم تا دسترسی برای همه سادهتر شود.
ما حجت را تمام کردیم و حتی روزهای از دست رفته را به اشتراک شما اضافه میکنیم. اما صادقانه بگوییم: نایتمووی برای ادامه مسیر به نفسهای شما بند است. حمایت شما فقط "همین امروز" میتواند ما را از خطر تعطیلی نجات دهد؛ فردا شاید فرصتی برای جبران نباشد.
✨ نشون بدیم که قدرشناس خدمات وفادارانه هستیم. نگذارید این مسیر مشترک اینجا به پایان برسد. ✨
⚠️ اطلاعیه مهم: در زمان اختلال بعضی کاربرا خرید کردن و کدشون فعال نشده لطفا از طریق پشتیبانی به مدیر پیام بدید ما تک تک شما رو داریم دستی فعال میکنیم. میتونید با پشتیبانی سایت مولتی کی هم ارتباط برقرار کنید.
برنده 1 جایزه گلدن گلوب. همچنین 6 جایزه و نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
داستان آگوست سال 1925 در یک مزرعه دانمارکی اتفاق می افتد.بورگن سه پسر دارد،میکل پسری خوش قلب که همسرش اینگر باردار است،یوهانس که باور دارد مسیح است و آندرس جوان که عاشق دختر خیاط است.عقاید بنیادگرای پدر دختر از نظر بورگن کفر محسوب می شود،او با ازدواج مخالفت می کند تا زمانیکه پدر دختر عقایدش را ترک کند و
وقتی که شرکت خانوادگی “استبر” به کارآفرین موفق “لارس هالبو” ارث میرسد، وی به دانمارک برمیگردد، اما وقتی او از همکاری در قیمت گذاری با کارتلی غیر قانونی خودداری میکند، شرکت کوچک خود او تحت فشار شدیدی قرار میگیرد
داستان فیلم درباره ی دو دوست صمیمی هست که هر دو دارای زندگیِ سختی هستند و همچنین طرفدار مسابقات غیر قانونی هم هستند. اما در ادامه برای یکی از آنها مشکلی در رابطه با قتل پیش می آید که…
داستان فیلم درباره پونتوس (اسکارشون)، نویسندهای گرسنه و تنها، در سال ۱۸۹۰ است که در خیابانهای کریستیانیا در اسلو به دنبال عشق و به چاپ رساندن کارهایش پرسه میزند. این فیلم بر اساس رمان گرسنگی از کنوت هامسون نویسنده نروژی برنده جایزه نوبل ساخته شده است ...
شیلی، نیمه دوم قرن بیستم. "اسبان" فقیر با "کلارا" ازدواج کرده و صاحب دختری به نام "بلانکا" می شوند. "استبان" به سختی کار کرده و در نهایت تبدیل به مردی ثروتمند می شود. وقتی "بلانکا" بزرگ می شود، عاشق یک انقلابی جوان می شود و...
یک پلیس سایبورگ لس انجلسی بازنشته مجبور میشود خارج از زمان بازنشتگی اش اقدام به دستگیری همکار قدیمی اش کند. همکار قدیمی او در حال قاچاق اطلاعات به یک سازمان ترروری است که در حاله توطئه برای ترور مقامات دولتی هستند…
"ایوان" کشیشی در کلیسای یک روستا است. او انسان عجیبی است. دنیا را با عینک خوشبینی می بیند و معتقد است با شیطان در حال جنگ است. "آدام" یک آدمسرسخت است که به کلیسا برای انجام خدمات اجتماعی محکوم می شود. او به خود قول می دهد که ایمان "ایوان" را در هم بشکند...
در این قسمت ما داستان “میلو” فروشنده مواد مخدر دو فیلم قبلی را دنبال می کنید.او سالخورد شده است،برای جشن تولد ۲۵ سالگی دخترش برنامه ریزی می کند و محموله بزرگ هروئینش تبدیل به ۱۰۰۰۰ قرص روانگردان شده است...
گوزن جوانی به نام نیکو سعی بر این داشت تا پدر خود را که هرگز ندیده بود پیدا کند، پدر این گوزن جوان دربین گوزن های پرنده ای بود که در روز کریسمس سورتمه ی بابا نوئل را راه می بردند، این گوزن جوان سعی می کند مانند پدر خود پرواز کردن را یاد بگیرد و برای پیدا کردن پدر خود به جستجو بپردازد...