میکی خلافکار سابق تصمیم می گیرد راه درست را پیش بگیرد ، یک شغل قانونی یقه آبی کار کند و از دوستش کلودی (بریجت فوندا) بخواهد که با او ازدواج کند. متأسفانه، قبل از اینکه عروسی اتفاق بیفتد و این زوج بتوانند شهرخود را ترک کنند، رفیق پردردسر دابز (کری الوز) از راه می رسد و از دوستانش التماس می کند که به او کمک کنند تا از یک باند مرگبار فرار کند...
وقتی برنامه تلویزیونی مورد علاقه اش لغو می شود، یک ناهماهنگی هذیانی به خودکشی تبدیل می شود. یک مامور به او قول می دهد که اگر افراد خاصی را بکشد، از او ستاره تلویزیون بسازد، بنابراین او تبدیل به "قاتل ماسک کودک" می شود...
زمانی که کریس برای کریسمس به محل زندگی کودکی اش برمیگردد ، به طرز اتفاقی با عشق دوران دبیرستانش یعنی جیمی که در آن زمان بهترین دوستش هم بود برخورد میکند ، همان جیمی ای که با ردکردن کریس و خواستن فقط (دوستی معمولی) با او باعث شد که کریس به شخصی که به طرز وحشتناکی بی بند و بار و زن پرست است تبدیل شود . اما با دیدن مجدد جیمی کریس میفهمد که شانسی دوباره دارد تا بعد از سالها روابطش با جیمی را بیش از دوستی معمولی ببرد و …
کس برنهولم، دانشمند، راهی برای اتصال به سرور رایانه ای و رسیدن به حس "لمس انسان" پیدا می کند. این اختراع، دنیای مجازی را با احساسات واقعی انسان مخلوط کرده و دنیای جدیدی را رقم می زند...
سواره نظامی به نام "جان درام" در تلاش است که " ویت لیسی" قانون شکن را تعقیب کند، اما متوجه می شود که برای مبارزه با یک حزب جنگی باید نیروهای خود را به هم پیوند دهد...
دو شهروند نیویورکی در حالی که تلاش می کنند رویای مربوط به بازیگری و خوانندگی خود را در لس آنجلس محقق سازند، به طور سرنوشت سازی با یکدیگر برخورد می کنند...
داستان عاشقانه ای که در سال های 1974 و 2004 ساخته شده است: یک مرد مسیحی 47 ساله در طرف دیگر یک طلاق ناخواسته، خاطرات دوست دختر دبیرستانی خود را از 30 سال قبل به یاد می آورد...