ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
💎 حمایت از ما: عزیزانی که قصد حمایت از ما و تمامی کاربران را دارند، لطفاً با خرید اشتراک (هرچه طولانیتر و با تعداد بالاتر، بهتر) ما را در تامین هزینهها یاری کنند. برای مبالغ بیشتر یا واریز به صورت یورو و دلار، لطفاً با t.me/nightwaatch در تماس باشید.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
داستان درباره بازیگر کودک سابق و افسردهای است که اکنون صاحب یک خشکشویی محقر است. او پس از اینکه مجموعه جورابهای لنگهبهلنگه خود را به هیولایی محافظ، دوستداشتنی و در عین حال قاتل به نام «کراست» تبدیل میکند، احساس انتقامجویی شدیدی در او شکل میگیرد.
زندگی زن روستایی در پوششی از حجاب، با ورود گروهی از بازدیدکنندگان شهری دستخوش تغییر میشود. او که با زیر سوال بردن سنتها به دنبال ریشهیابی یک نفرین قدیمی است، با شایعاتی دربارهٔ «ساتی» روبهرو میشود. همین امر او را وامیدارد تا جسورانه در برابر عرف و هنجارهای جامعه بایستد.
پس از شکست یک عملیات سرقت، یک دزد حرفهای و یک یتیم که مشکلات زیادی دارد، مجبور میشوند تا شریک ربودهشده خود را از چنگ یک ارباب مواد مخدر بیرحم و قاتل حرفهای و جذابش نجات دهند.
داستان دربارهی یه نوجوان دردسرساز به اسم «یه زیجیه» هست که برای جلب توجه، وانمود میکنه مریضه و بعد متوجه میشه این کار میتونه برایش فرصتهای جدیدی ایجاد کنه.
در سال ۱۹۵۸ و در دوران جنگ سرد، دو دانشمند با دو ایدئولوژی و دو جهانبینی متفاوت، در انستیتوی علمی وینچا واقع در نزدیکی بلگراد، رقابتی را برای بقا آغاز کردند.
یک فعال سیاسی سابق که سالهاست فراری است، در حالی که به عنوان بارمن کار میکند، با گذشتهاش روبهرو میشود؛ زمانی که یک فرد ناشناس و مسلح برای انتقامجویی به سراغ او میآید.
آنا و دخترش لنا پس از یک اتفاق تلخ، به سوئیس پناه میبرند. اما رفتارهای لنا آرامش جدیدشان را به هم میزند تا اینکه ملاقاتی غیرمنتظره، زندگی آنها را متحول میکند.
مردی روزهایش را در بیمارستان، بیهیچ دغدغهای، سپری میکند. او در آرامش کامل، به دور از هر گونه مسئولیت و مشکلی، در بیمارستان بستری شده است. این روال عادی زندگیاش، بیوقفه ادامه مییابد تا اینکه فردی تازه به همان بخش منتقل و بستری میشود.
جنگ جهانی اول به پایان رسیده است، اما رویدادهای مربوط به اولین انتخابات آزاد در ایتالیا،یک روستا را از هم می پاشد. پدر پیو با شیاطین شخصی خود مبارزه می کند و در نهایت به یکی از شخصیت های مورد احترام کاتولیک تبدیل می شود...
روزنامهنگاری به نام «یه پن» در تحقیقات خود درباره یک حادثه سقوط، دو نفر را به عنوان مظنون معرفی میکند. این اقدام باعث خشم عمومی میشود و اوضاع به سرعت از کنترل خارج میگردد.
هنگامی که هنری گیومومه، بهترین خلبان شرکت ایرمیل، در رشتهکوههای آند گم میشود، صمیمیترین دوستش، آنتوان دو سنت اگزوپری، با وجود تمام موانع و دشواریها، عزم میکند تا به دنبال او بگردد.
اُرسولیا، مأمور اجرای قانون در شهر کلوژ-ناپوکا، پایتخت ترانسیلوانیا، مأموریت مییابد تا مردی بیخانمان را از یک زیرزمین تخلیه کند. این اقدام، عواقب ناگواری به دنبال دارد و اُرسولیا را با یک دوراهی اخلاقی عمیق روبرو میسازد که او را در مسیر حل آن به چالش میکشد.
کلر لوئیس، زن نابینایی است که نسبت به دختر شش سالهاش، برایر، بیش از حد محتاط است. وقتی برایر در روز کریسمس گم میشود، کلر با بدترین کابوس خود روبرو میشود و در تاریکی به دنبال پیدا کردن او میرود.
روزهای آینده یک مجموعه تلویزیونی در ژانر درام درباره حملات هستهای در زمان حال است که سه داستان مجزا را روایت میکند. این داستانها نشان میدهند که چگونه شخصیتهایی با سطوح آمادگی متفاوت، با یک حمله به بریتانیا کنار میآیند.
کاتیا، یک محقق ۳۵ ساله در یک شرکت تولید فیلم مستند، رابطهای پرفراز و نشیب با دوستپسرش، فرد، دارد. او با مشارکت در یک پروژه جدید، سرانجام تفاوتهای خود را به زبان میآورد و این آشکارسازی زندگی آنها را زیر و رو میکند.
مزدوران سکوی فراساحلی دیپ بلو ۳ را در آبهای سرزمینی چین اشغال کردهاند. در پی این اقدام، نیروی دریایی چین برای عقب راندن متجاوزان به منطقه اعزام میشود.
فیلم «مانو چه خواهد کرد» در فضایی دانشگاهی، ماجرای مانو را دنبال میکند که در تلاش برای جلب نظر دختری به نام جیا، به سمت یافتن هدف واقعی زندگیاش هدایت میشود.
«دِو»، صاحب باغها و املاکی گسترده است. پس از کشف درختان سوخته، به کارگران خود و عشایری که در آن نزدیکی زندگی میکنند، مشکوک میشود. با وجود استخدام نگهبانان شبانه، آتشسوزی بزرگی در دامنه کوه رخ میدهد. دِو برای پیدا کردن مقصر به راهحلهای خشونتآمیز روی میآورد.